السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

19

تفسير الميزان ( فارسي )

روز ولادت و روز مرگ و روز قيامتش « وَسَلامٌ عَلَيْه يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا » « 1 » . حضرت مسيح ( ع ) پسر خاله آن جناب هر چند در اين اوصاف با او شريك است ، ليكن او بعد از يحيى متولد شده ، پس تا روز بشارت به ولادت يحيى هيچ پيغمبرى در اين صفات نظير او نبوده . * ( « قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا » . ) * راغب در مفردات گفته : غلام به معناى جوانى است كه شاربش تازه روئيده باشد . و لذا مىگويند : « غلام بين الغلومة و الغلوميه - پسرى داراى غلومت و غلوميت روشن » و در قرآن هم آورده * ( « أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ » ) * و معناى « اغتلم الغلام » اين است كه به حد غلمة رسيده باشد « 2 » . و در مجمع البيان گفته : « عتى » و « عسى » به يك معنا است ، وقتى گذشت زمان ، چيزى را خشك و چروكيده كند مىگويند : « عتا ، يعتو ، عتوا » كه مصدرش « عتو » و « عتى » مىآيد ، هم چنان كه مىگويند : « عسى ، يعسو ، عسوا و عسيا » . اسم فاعل آن « عاتى » و « عاسى » مىآيد « 3 » . و اينكه حضرت زكريا عرض كرد به عتى رسيده‌ام كنايه از بطلان شهوت ازدواج و نوميدى از فرزنددار شدن است . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه زكريا ( ع ) با اينكه خودش در دعايش اعتراف به پيرى خود و نازايى همسرش كرد ، و با اين حال خدا را تواناى بر استجابت دعايش ديده و دعا كرد ، چرا در آيه مورد بحث وقتى اين بشارت را مىشنود كه خدا دعايش را مستجاب نموده و فرزندى به نام يحيى به او مىدهد ، از روى تعجب مىپرسد : مگر ممكن است سر پيرى آن هم از زنى نازا فرزنددار شوم ؟ . جواب اين سؤال اين است كه اين تعجب خاصيت بشريت است ، و با ايمان به قدرت خدا منافات ندارد ، و در حقيقت استفسار از خصوصيات آن است ، كه چطور صورت مىگيرد ، نه انكار . به هر بشرى بشارتى بدهند كه به خاطر وجود موانع و نبود وسائل و اسباب ، انتظار و توقعش را ندارد آنا دلش مضطرب گشته و به محض شنيدن شروع مىكند به پرسش از خصوصيات آن بشارت ، تا به اين وسيله آن اضطراب درونى را ساكن و آرام كند ، با اينكه از همان اول يقين دارد كه بشارت راست است . آرى ، علم و ايمان جلو خطورهاى قلبى را

--> ( 1 ) سوره مريم ، آيه 15 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « غلم » . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 504 .